کسی پشت سرم آب نریخت نیلوفر لاری داستانهای نازخاتون رمان آنلاین رمان مذهبی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین کسی پشت سرم آب نریخت قسمت ۱۲۱تا آخر

رمان:کسی پشت سرم آب نریخت نویسنده:نیلوفر لاری قسمت۱۲۱ فصل امتحانات شروع شده بود و من با وجود تمام گرفتاریهای فکری و روحی با اصرار فریبرز با جدیت درس می خواندم فریبرز در تمام لحظه های سخت امتحانات کنارم بود و با حرفهایش راهنمایی ام می کرد اخرین امتحان را که دادم با خیالی راحت همراه […]

سوگند آرام رضایی داستانهای نازخاتون رمان آنلاین
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین سوگند قسمت ۱تا۲۰

رمان آنلاین سوگند قسمت ۱تا۲ رمان :سوگند نویسنده:آرام رضایی داستانهای نازخاتون, سلام اسم من سوگنده. سوگند اریا. دانشجوی سال سوم مهندسی کامپیوتر دختر دوم یک خانواده شش نفره یک خواهر بزرگتر از خودم دارم که ازدواج کرده و دو تا برادر کوچیکتر که یکی دوره ی ابتدایی و یکی دبیرستان. پدرم کارمند البنه نه به […]

سوگند آرام رضایی داستانهای نازخاتون رمان آنلاین
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین سوگند قسمت ۶۱تا۸۰

رمان آنلاین سوگند قسمت ۶۱ تا ۸۰ رمان:سوگند نویسنده:آرام رضایی قسمت۶۱ بعد با یه لبخند شیطنت آمیز گفت: “قابل توجه اون دانشجوهایی که سر کلاس دائم چرت میزنن” بعد یه نگاه گذری به جمع ما چهار نفر کرد و به آقای اکبری همونی که آزمایشگاهو بلد بود گفت: “لطفاً نشونمون بدید.” بخاطر حرف استاد کلی […]

سوگند آرام رضایی داستانهای نازخاتون رمان آنلاین
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین سوگند قسمت ۸۱تا ۱۰۰

رمان آنلاین سوگند قسمت ۸۱تا ۱۰۰ رمان:سوگند نویسنده:آرام رضایی قسمت۸۱ معمولا استاد کارگاهمون آقای اسدی بود اما ظاهراً اون روز مشکلی براش پیش اومده بود و از استاد معینی خواسته بود به جاش بیاد سر کلاس. بچه‌ها وقتی استادو دیدن همه دمق شدن. با اینکه استادو همه دوست داشتن اما دلشون نمیخواست که مسئول کارگاه […]

سوگند آرام رضایی داستانهای نازخاتون رمان آنلاین
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین سوگند قسمت ۱۰۱تا ۱۲۰

رمان آنلاین سوگند قسمت ۱۰۱ تا ۱۲۰ رمان:سوگند نویسنده:آرام رضایی قسمت۱۰۱ وای خدا تو آینه چی میبینم. صورت خاکی و کثیف. مقنعه‌ی کثیف. لباس کثیف. آخه اینا کی اینجوری شده بودن. تازه اون موقع یادم اومد که دستامو هنوز نشستم و اون دستای کثیفو به کل هیکلم مالیدم. این مانی شهبازی خیر ندیده هم گذاشت […]

سوگند آرام رضایی داستانهای نازخاتون رمان آنلاین
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین سوگند قسمت۱۲۱تا آخر

رمان آنلاین سوگند قسمت۱۲۱تا آخر رمان:سوگند نویسنده:آرام رضایی قسمت۱۲۱ همونجور عصبانی رومو برگردوندم و دوباره شروع کردم به جواب دادن سؤالا. دیگه ساکت شده بود اما کامل روی برگه من دراز کشیده بود. دلم میخواست یه کتک حسابی بهش بزنم. تا جوابا رو تموم کردم و کامل نوشتم از حرصم بلند شدم تندی برگه‌مو دادم […]

میم سادات هاشمی داستانهای نازخاتون داستان مذهبی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۱تا ۱۰

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۱تا ۱۰ رمان:مدافع عشق  نویسنده میم سادات هاشمی   #مدافع_عشق #قسمت۱ هوالعــــــــــشق یڪےازچشمانم رامیبندم وباچشم دیگردرچهارچوب ڪوچڪ پشت دوربین عڪاسےام دقیق میشوم… هاله لبخندلبهایم رامیپوشاند؛سوژه ام راپیدا ڪردم پسری باپیرهن شونیزسرمه ای ڪه یڪ چفیه مشڪےنیمےازبخش یقه وشانه اش راپوشانده. شلوارپارچه ای مشڪےویڪ ڪتاب قطوروبه ظاهرسنگین ڪه دردست داشت حتم […]

میم سادات هاشمی داستانهای نازخاتون داستان مذهبی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۲۱تا ۳۰ 

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۲۱تا ۳۰  رمان:مدافع عشق  نویسنده میم سادات هاشمی   #مدافع_عشق #قسمت۲۱ فرد قد بلند برمیگردد و شوکه نگاهم میکند!سجاد!!! نفس هردویمان بند مےآید.من باوضعیتےڪه داشتم و او که نگاهش بمن افتاده بود و تو که درحیاط لبه حوض نشسته ای و نگاهمان میکنی!! سجاد عقب عقب میرود و درحالیکه زبانش […]

میم سادات هاشمی داستانهای نازخاتون داستان مذهبی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۳۱تا آخر 

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۳۱تا آخر  رمان:مدافع عشق  نویسنده میم سادات هاشمی #مدافع_عشق #قسمت۳۱ مرد سجده آخرش را که میرود.تو دیوانه وار بلند میشوی و سمتش میروی.من هم بدنبالت بلند میشوم. دستت رادراز میکنی و روی شانه اش میزنی.. _ ببخشید!… برمیگردد و بانگاهش میپرسد بله؟ همانطور که کودک وار اشک میریزی میگویی _ […]

داستان های نازخاتون

رمان آنلاین قبله ی من قسمت ۱تا ۲۰

رمان آنلاین قبله ی  من قسمت ۱تا ۲۰  رمان :قبله ی من  نویسنده:میم سادات هاشمی    #قبله_ی_من #قسمت۱ قسمت۱ روبه روی آینه می ایستم و موهایم را بالای سرم با یک گیره کوچیک جمع میکنم.با سر انگشت روی ابروهایم دست میکشم. چقدر کم پشت! لبخند تلخی میزنم و دسته ای از موهایم را روی صورتم […]