داستانهای نازخاتون رمان آنلاین سهم منی ماندانا بهروز
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین تو سهم منی قسمت هفتم  

رمان آنلاین تو سهم منی قسمت هفتم   نویسنده:ماندانا بهروز   یک هفته ازآمدن ما به انگلیس می گذشت وحال رامبدهنوزهیچ تغییری نکرده بود. من ازیک روزبعدازروردمان، هرروزروزه ی حاجت داشتم وهرشبانه […]

داستانهای نازخاتون رمان آنلاین سهم منی ماندانا بهروز
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین تو سهم منی قسمت هشتم   

رمان آنلاین تو سهم منی قسمت هشتم    نویسنده:ماندانا بهروز   چندروزبودکه پدررامبددرلندن به ماملحق شده وباآمدن اومسئولیت بیتاوبهرخ هم برای نگهداری ازمادرشان کمترشده بود، چون آقای محرابی ساعت های بیشتری […]

داستانهای نازخاتون رمان آنلاین سهم منی ماندانا بهروز
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین تو سهم منی قسمت نهم 

رمان آنلاین تو سهم منی قسمت نهم    نویسنده:ماندانا بهروز   باموافقت مامان وخانواده ی محرابی که تلفنی ، توسط باربدازموضوع مطلع شده بودند، مهتاب وباربد بایدیگرنامزدشدند. چندروزبعد، یک روزظهرباربدبه منزل […]

داستانهای نازخاتون رمان آنلاین سهم منی ماندانا بهروز
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین تو سهم منی قسمت دوازدهم  

رمان آنلاین تو سهم منی قسمت دوازدهم   نویسنده:ماندانا بهروز   باشروع کلاس های دانشکده ورفتن من به خوابگاه، مامان ومهدی نیزبه بندربرگشتند. خوشبختانه کلاس هایم ازصبح تاظهربودوبعدازآن می توانستم به شرکت […]

داستانهای نازخاتون رمان آنلاین سهم منی ماندانا بهروز
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین تو سهم منی قسمت سیزدهم 

رمان آنلاین تو سهم منی قسمت سیزدهم   نویسنده:ماندانا بهروز   امتحانات ترم اول رابه خوبی وبانمراتی بسیارعالی پشت سرگذاشتم وترم دوم راآغازکردم. عیدآن سال نیزآمد ورفت بی آن که تغییری دررفتارهای […]

داستانهای نازخاتون رمان آنلاین سهم منی ماندانا بهروز
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین تو سهم منی قسمت چهاردهم  

رمان آنلاین تو سهم منی قسمت چهاردهم   نویسنده:ماندانا بهروز   صبح کلاس نداشتم. دراتاق نشسته بودم ونهایت سعی ام رامی کردم تاافکارم راروی درسم متمرکزکنم که صدای موزیک تلفن همراهم راشنیدم. […]

داستانهای نازخاتون رمان آنلاین سهم منی ماندانا بهروز
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین تو سهم منی قسمت پایانی 

رمان آنلاین تو سهم منی قسمت پایانی  نویسنده:ماندانا بهروز   پس ازبازگشت به تهران، ازصحبت های آقا وخانم محرابی متوجه شدم مهرنازقصدبرگشتن به آمریکارا دارد. اوکه ازمقصود خود ناامیدشده بودوایران نیزبرایش […]