سرزمین زیبای من سید طاها ایمانی داستانهای واقعی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین سرزمین زیبای من قسمت ۱تا ۲۰

رمان آنلاین سرزمین زیبای من قسما ۱تا۲۰  رمان:سرزمین زیبای من نویسنده:سید طاها ایمانی #سرزمین_زیبای_من #قسمت_اول: زنده باد ملکه استرالیا … ششمین کشور بزرگ جهان … با طبیعتی وسیع… از بیابان های خشک گرفته تا کوهستان های پوشیده از برف … یکی از غول های اقتصادی جهان … که رویای بسیاری از مهاجران به شمار می […]

سرزمین زیبای من سید طاها ایمانی داستانهای واقعی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین سرزمین زیبای  قسمت ۲۱تا ۳۰    

رمان آنلاین سرزمین زیبای  قسمت ۲۱تا ۳۰   رمان:سرزمین زیبای من نویسنده:سید طاها ایمانی #سرزمین_زیبای_من #قسمت_بیست_یک : اولین پرونده فردا صبح با برادرش اومدن دفتر من … اولین مراجع های من… و اولین پرونده من … اونها که رفتن به زحمت خودم رو کنترل می کردم که گریه نکنم … بعد از اون همه سال […]

سرزمین زیبای من سید طاها ایمانی داستانهای واقعی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین سرزمین زیبای من قسمت۳۱تا۴۰  

رمان آنلاین سرزمین زیبای من قسمت۳۱تا۴۰   رمان:سرزمین زیبای من نویسنده:سید طاها ایمانی   #سرزمین_زیبای_من #قسمت_سی_یک : در اعماق اقیانوس چند لحظه سکوت کرد … نگاه پر معنا و محبتی که قادر به درک عمق اون نبودم … . – خدا به قوم حضرت موسی، نعمت های فراوان داد … دریا رو پیش چشم اونها […]

سرزمین زیبای من سید طاها ایمانی داستانهای واقعی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین سرزمین زیبای من قسمت۴۱تا۵۰  

رمان آنلاین سرزمین زیبای من قسمت۴۱تا۵۰   رمان:سرزمین زیبای من نویسنده:سید طاها ایمانی #سرزمین_زیبای_من #قسمت_چهل_یک: قلمرو خون، خونم رو می خورد … داشتم از شدت عصبانیت دیوونه می شدم … یعنی من حق نداشتم حداقل توی اتاق خودم آرامش داشته باشم؟ … در رو باز کردم و رفتم تو … حتی دلم نمی خواست بهش […]

سرزمین زیبای من سید طاها ایمانی داستانهای واقعی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین سرزمین زیبای من قسمت ۵۱تا آخر  

رمان آنلاین سرزمین زیبای من قسمت ۵۱تا آخر   رمان:سرزمین زیبای من نویسنده:سید طاها ایمانی   #سرزمین_زیبای_من #قسمت_پنجاه_یک : غرور زیرچشمی داشتم بهش نگاه می کردم و توی ذهن خودم کلنجار می رفتم تا یه راه حلی پیدا کنم … که یهو متوجه نگاه من شد و سرش رو آورد بالا … مکث کوتاهی کرد […]

شهید سید طاها ایمانی داستان واقعی رمان واقعی فرار از جهنم
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین فرار از جهنم بر اساس داستان واقعی قسمت ۱تا ۱۰

رمان آنلاین فرار از جهنم بر اساس داستان واقعی قسمت ۱تا ۱۰ داستان فرار از جهنم  نویسنده:شهید سید طاها ایمانی   #داستان_واقعي #فرار_از_جهنم? . قسمت اول داستان دنباله‌دار فرار از جهنم: اتحاد، عدالت، خودباوری من متولد ایالت لوئیزیانا، شهر باتون روژ هستم. ایالت ما تاثیر زیادی در اقتصاد امریکا داره همیشه در کنار بزرگ ترین سازه […]

شهید سید طاها ایمانی داستان واقعی رمان واقعی فرار از جهنم
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین فرار از جهنم بر اساس داستان واقعی قسمت ۱۱تا۲۰

رمان آنلاین فرار از جهنم بر اساس داستان واقعی قسمت ۱۱تا۲۰ داستان فرار از جهنم  نویسنده:شهید سید طاها ایمانی قسمت یازدهم داستان دنباله دار فرار از جهنم: اولین شب آرامش . من بی حال روی تخت دراز کشیده بودم … همه جا ساکت بود … حنیف بعد از خوندن نماز، قرآن باز کرد و مشغول خوندن […]

شهید سید طاها ایمانی داستان واقعی رمان واقعی فرار از جهنم
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین فرار از جهنم بر اساس داستان واقعی قسمت ۲۱تا۳۰

رمان آنلاین فرار از جهنم بر اساس داستان واقعی قسمت ۲۱تا۳۰ داستان فرار از جهنم  نویسنده:شهید سید طاها ایمانی   قسمت بیست و یکم : مسئولیت پذیر باش . وسایلم رو جمع کردم و زدم بیرون … ویل هم که انگار منتظر چنین روزی بود؛ حسابی استقبال کرد … . . تمام شب رو راه رفتم […]

شهید سید طاها ایمانی داستان واقعی رمان واقعی فرار از جهنم
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین فرار از جهنم بر اساس داستان واقعی قسمت ۳۱تا۴۰

رمان آنلاین فرار از جهنم بر اساس داستان واقعی قسمت ۳۱تا۴۰ داستان فرار از جهنم  نویسنده:شهید سید طاها ایمانی قسمت سی و یک : خدای مرده همه رفتن … بچه ها داشتن وسایل رو جمع و مسجد رو مرتب می کردن … . یه گوشه ایستاده بودم … حاج آقا که تنها شد، آستین بالا زد […]

شهید سید طاها ایمانی داستان واقعی رمان واقعی فرار از جهنم
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین فرار از جهنم بر اساس داستان واقعی قسمت ۴۱تا۵۰

رمان آنلاین فرار از جهنم بر اساس داستان واقعی قسمت ۴۱تا۵۰ داستان فرار از جهنم  نویسنده:شهید سید طاها ایمانی قسمت چهل و یک: جوجه مواد فروش . هنوز از مدرسه زیاد دور نشده بودیم که چشمم به چند تا جوون هجده، نوزده ساله خورد … با همون نگاه اول فهمیدم واسطه مواد دبیرستانی هستن … . […]