میم سادات هاشمی داستانهای نازخاتون داستان مذهبی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۱تا ۱۰

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۱تا ۱۰ رمان:مدافع عشق  نویسنده میم سادات هاشمی   #مدافع_عشق #قسمت۱ هوالعــــــــــشق یڪےازچشمانم رامیبندم وباچشم دیگردرچهارچوب ڪوچڪ پشت دوربین عڪاسےام دقیق میشوم… هاله لبخندلبهایم رامیپوشاند؛سوژه ام راپیدا ڪردم پسری باپیرهن شونیزسرمه ای ڪه یڪ چفیه مشڪےنیمےازبخش یقه وشانه اش راپوشانده. شلوارپارچه ای مشڪےویڪ ڪتاب قطوروبه ظاهرسنگین ڪه دردست داشت حتم […]

میم سادات هاشمی داستانهای نازخاتون داستان مذهبی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۱۱تا ۲۰ 

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۱۱تا ۲۰  رمان:مدافع عشق  نویسنده میم سادات هاشمی #مدافع_عشق #قسمت۱۱ خیره به آینه قدی اتاقم لبخندی ازرضایت مےزنم.روسری سورمه ای رنگم رالبنانـےمےبندم وچادرم راروی سرم مرتب میڪنم!صدای اِف اِف واین قلب من است ڪه مےایستد!سمت پنجره میدوم،خم میشوم وتوی ڪوچه رانگاه میڪنم.زهراخانوم جعبه شیرینی رادست حاج حسین میدهد.دختری قدبلند ڪنارشان […]

میم سادات هاشمی داستانهای نازخاتون داستان مذهبی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۲۱تا ۳۰ 

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۲۱تا ۳۰  رمان:مدافع عشق  نویسنده میم سادات هاشمی   #مدافع_عشق #قسمت۲۱ فرد قد بلند برمیگردد و شوکه نگاهم میکند!سجاد!!! نفس هردویمان بند مےآید.من باوضعیتےڪه داشتم و او که نگاهش بمن افتاده بود و تو که درحیاط لبه حوض نشسته ای و نگاهمان میکنی!! سجاد عقب عقب میرود و درحالیکه زبانش […]

میم سادات هاشمی داستانهای نازخاتون داستان مذهبی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۳۱تا آخر 

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۳۱تا آخر  رمان:مدافع عشق  نویسنده میم سادات هاشمی #مدافع_عشق #قسمت۳۱ مرد سجده آخرش را که میرود.تو دیوانه وار بلند میشوی و سمتش میروی.من هم بدنبالت بلند میشوم. دستت رادراز میکنی و روی شانه اش میزنی.. _ ببخشید!… برمیگردد و بانگاهش میپرسد بله؟ همانطور که کودک وار اشک میریزی میگویی _ […]

داستان های نازخاتون

رمان آنلاین قبله ی من قسمت ۱تا ۲۰

رمان آنلاین قبله ی  من قسمت ۱تا ۲۰  رمان :قبله ی من  نویسنده:میم سادات هاشمی    #قبله_ی_من #قسمت۱ قسمت۱ روبه روی آینه می ایستم و موهایم را بالای سرم با یک گیره کوچیک جمع میکنم.با سر انگشت روی ابروهایم دست میکشم. چقدر کم پشت! لبخند تلخی میزنم و دسته ای از موهایم را روی صورتم […]

داستان های نازخاتون

رمان آنلاین قبله ی  من قسمت ۲۱تا۴۰ 

رمان آنلاین قبله ی  من قسمت ۲۱تا۴۰  رمان :قبله ی من  نویسنده:میم سادات هاشمی  #قبله_ی_من #قسمت۲۱ کوله پشتیم روبرمیدارم و به سمت دستشویی می دوم. درش رو باز می کنم و درعرض چند ثانیه مشتم را پر از آب میکنم و صورتم رو می شورم. لبه های مقنعه ام خیس میشن. اما چه اهمیتی داره؟! […]

داستان های نازخاتون

رمان آنلاین قبله ی  من قسمت ۴۱تا۶۰ 

رمان آنلاین قبله ی  من قسمت ۴۱تا۶۰  رمان :قبله ی من  نویسنده:میم سادات هاشمی  #قبله_ی_من #قسمت۴۱ فنجان قهوه را روی میز میگذارم و از پنجره ی سرتاسری کافه به خیابان خیره می شوم. زمین را برف پوشانده، مثل اینکه خیال ندارد کم کم جایش را بابهار عوض کند! نیمه اسفندماه و پیش به سوی سالی […]

داستان های نازخاتون

رمان آنلاین قبله ی  من قسمت ۶۱تا۸۰ 

رمان آنلاین قبله ی  من قسمت ۶۱تا۸۰  رمان :قبله ی من  نویسنده:میم سادات هاشمی  #قبله_ی_من #قسمت۶۱ من آرادم. آراد گودرزی! چی چیه؟! آرده؟! دردلم میخندم! حالا برنج یا گندم؟! لبخندم را بایک سرفه جمع می کنم -آقای گودرزی! خوش بختم! دستش را به طرفم دراز می کند: شماهم ایران منش! -بله! به دستش خیره میشوم. […]

دختر زشت داستانهای نازخاتون داستان انلاین داستانهای واقعی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین دختر زشت قسمت ۲۱تا ۴۰ 

رمان آنلاین دختر زشت قسمت ۲۱تا ۴۰  رمان:دختر زشت  نویسنده:شیرین برقعی  #دختر_زشت #قسمت۲۱ صفورا مصرانه، میان گریه گفت: – اما این حقیقته … سهراب با لحنی ملایم و مهربان گفت: – گفتم کافیه دیگه … حقیقت هم باشه، حقیقته که من باهاش مشکلی ندارم. فقط ازت می خوام که به من انرژی بدی تا مشکلات […]

دختر زشت داستانهای نازخاتون داستان انلاین داستانهای واقعی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین دختر زشت قسمت ۴۱تا ۶۰ 

رمان آنلاین دختر زشت قسمت ۴۱تا ۶۰  رمان:دختر زشت  نویسنده:شیرین برقعی    #دختر_زشت #قسمت۴۱ یک هفته گذشت. در این مدت آنها بدن ماه پاره را به خاک سپردند و برای او مراسم ختم مختصری گرفتند. نوزاد از راه رسیده، حسابی سرگرمشان ساخته بود. سهراب که پدرش بود و واقعاً او را دوست می داشت. صفورا […]