داستان های نازخاتون رمان آنلاین داستان واقعی طناب ابریشمی داستان های نازخاتون
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین طناب ابریشمی بر اساس سرگذشت واقعی قسمت ۱تا ۵

رمان آنلاین طناب ابریشمی  بر اساس سرگذشت واقعی قسمت ۱تا ۵ طناب ابریشمی نویسنده:ساغر #طناب_ابریشمی #قسمت_۱ به نام خدا زندان مثل دفتر خاطرات هست یه بند زندگیتو مرور میکنی حتی تو خواب.انقدر زندگی همرو میشنوی که همرو از حفظ هستی.کافیه یه هم بند جدید بیاد تو سلولت .خاطرات میریزن رو زبونت.تند تند تعریف میکنی.بقیه هم […]

داستان های نازخاتون رمان آنلاین داستان واقعی طناب ابریشمی داستان های نازخاتون
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین طناب ابریشمی بر اساس سرگذشت واقعی قسمت ۶تا۱۰

رمان آنلاین طناب ابریشمی  بر اساس سرگذشت واقعی قسمت ۶تا۱۰ طناب ابریشمی نویسنده:ساغر #طناب_ابریشمی #قسمت_۶ شاید خیلی هاتون به قسمت اعتقاد نداشته باشید اما من دارم قسمت من این بود که تو اوج موفقیت عاشق بشم سیاوش بیاد منو مست خودش کنه.فکرمو ،ایندمو،هدفمو همه رو درگیر خودش کنه خیلی ها تو اون پانزده سال زندان […]

داستان های نازخاتون رمان آنلاین داستان واقعی طناب ابریشمی داستان های نازخاتون
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین طناب ابریشمی بر اساس سرگذشت واقعی قسمت ۱۱تا۱۵

رمان آنلاین طناب ابریشمی  بر اساس سرگذشت واقعی قسمت ۱۱تا۱۵ طناب ابریشمی نویسنده:ساغر   #طناب_ابریشمی #قسمت_۱۱ کارت دانشجوییشو نگاه میکنم. حبیب … رشته ی :معماری _اسمت حبیب هست ؟ _اره اما از بچگی سیاوش صدام کردن. _رشتتو دوست داری _اره برای همین از تهران کوبیدم اومدم اینجا _مگه تهران زندگی میکنی؟ _اره .اما اصالتمون برای […]

داستان های نازخاتون رمان آنلاین داستان واقعی طناب ابریشمی داستان های نازخاتون
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین طناب ابریشمی بر اساس سرگذشت واقعی قسمت ۱۶تا۲۰

رمان آنلاین طناب ابریشمی  بر اساس سرگذشت واقعی قسمت ۱۶تا۲۰ طناب ابریشمی نویسنده:ساغر #طناب_ابریشمی #قسمت_۱۶ فقط سه تا امتحان مونده بود که کلا امتحان ها تموم بشه. از سیاوش خبر نداشتم.نگرانش بودم. هر روز زنگ میزدم و یه خانم جواب میداد. گاهی میگفتم نکنه منو پیچونده؟ گاهی به خودم دلداری میدادم عصبی شده بودم. مامان […]

داستان های نازخاتون رمان آنلاین داستان واقعی طناب ابریشمی داستان های نازخاتون
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین طناب ابریشمی بر اساس سرگذشت واقعی قسمت ۲۱تا ۲۵

رمان آنلاین طناب ابریشمی  بر اساس سرگذشت واقعی قسمت ۲۱تا ۲۵ طناب ابریشمی نویسنده:ساغر   #قسمت_۲۱ کنار جسد رضا نشسته بودیم سیاوش گریه میکرد انگار دیگه اشکی نداشتم .فقط به صورت سفید رضا نگاه میکردم. سیاوش اشکاشو با استین لباسش پاک کرد از جاش بلند شد _من میرم خبر بدم یهو مثل برق گرفته ها […]

داستان های نازخاتون رمان آنلاین داستان واقعی طناب ابریشمی داستان های نازخاتون
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین طناب ابریشمی بر اساس سرگذشت واقعی قسمت ۲۶تا آخر

رمان آنلاین طناب ابریشمی  بر اساس سرگذشت واقعی قسمت ۲۶تا آخر طناب ابریشمی نویسنده:ساغر   #قسمت_۲۶ خواب بودم انگار تو اب بودم و داشتم دست و پا میزدم هوا نبود دستمو تکون میدادم که یه جایی و بگیرم یهو یکی جیغ زد از خواب پریدم زن عمو و سعیده داشتن جیغ میزدن روسریمو سر کردم […]