یک قدم تا عشق اعظم طهماسبی داستانهای نازخاتون رمان آنلاین
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین یک قدم تا عشق قسمت ۴۱ تا ۶۰

یک قدم تا عشق قسمت ۴۱ تا ۶۰ رمان:یک قدم تا عشق نویسنده:اعظم طهماسبی یکقدمتا_عشق قسمت۴۱ كولي به حرف باربد توجهي نكرد و خيلي زود از اتوبوس پياده شد و به طرف يك اتوبوس ديگر كه تازه از گرد راه رسيده بود رفت … در دل او را نفرين كردم و گفتم ، لعنت به […]

یک قدم تا عشق اعظم طهماسبی داستانهای نازخاتون رمان آنلاین
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین یک قدم تا عشق قسمت ۶۱تا ۸۰

رمان یک قدم تا عشق قسمت ۶۱تا ۸۰ رمان:یک قدم تا عشق نویسنده:اعظم طهماسبی یکقدمتا_عشق قسمت۶۱ . اما اشك هاي من نه تنها به خواهش هاي باربد توجه نكرد بلكه بر شدت گريه ام لفزوده شد و آنقدر گريه كردم تا به هق هق افتادم . باربد كه حالا به كلي از شهر خارج شده […]

یک قدم تا عشق اعظم طهماسبی داستانهای نازخاتون رمان آنلاین
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین یک قدم تا عشق قسمت ۸۱ تا ۱۰۰

یک قدم تا عشق قسمت ۸۱تا ۱۰۰ رمان:یک قدم تا عشق نویسنده: اعظم طهماسبی یکقدمتا_عشق قسمت۸۱ همه جا رنگ سياه و ماتمه فرصت موندنمون خيلي كمه اون كه رفته ديگه هيچ وقت نمياد تا قيامت دل من گريه مي خواد سرنوشت چشاش كوره نمي بينه زخم خنجرش ميمونه تو سينه لب بسته سينه بسته غرق […]

یک قدم تا عشق اعظم طهماسبی داستانهای نازخاتون رمان آنلاین
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین یک قدم تا عشق قسمت ۱۰۱ تا آخر

رمان یک قدم تا عشق قسمت ۱۰۱ تا آخر رمان:یک قدم تا عشق نویسنده:اعظم طهماسبی یکقدمتا_عشق قسمت۱۰۱ يك لحظه برگشتم و نگاهش كردم خانم جواني بود شايد هم درست همسن و سال خودم سرم را در آغوش گرفت و با صداي غمگيني گفت : – دختر جون با اين كارت كه خودت رو نابود مي […]

کسی پشت سرم آب نریخت نیلوفر لاری داستانهای نازخاتون رمان آنلاین رمان مذهبی
داستان های نازخاتون

داستان آنلاین کسی پشت سرم آب نریخت قسمت ۳۱تا۶۰

رمان:کسی پشت سرم آب نریخت نویسنده :نیلوفر لاری قسمت۳۱ _ تا حالا کجا بودی؟ساعت هشت شبه!مگه نگفته بودم غروب برگرد. دنبال توضیح قانع کننده ای می گشتم: شما درست میگین مامان!وقتی از پارک برگشتیم متوجه شدیم بچه ها هر چهار لاستیک ماشین را پنچر کرده ن!خوب خیلی طول کشید تا امداد رسید و… _ خیلی […]

کسی پشت سرم آب نریخت نیلوفر لاری داستانهای نازخاتون رمان آنلاین رمان مذهبی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین کسی پشت سرم آب نریخت قسمت ۶۱تا ۹۰

رمان:کسی پشت سرم آب نریخت نویسنده:نیلوفر لاری قسمت۶۱ . _ ای وای!پس دوباره چت شد؟ کتاب را پرت کرد طرف پدر و گفت: تو هم با این هدیه ت… تازه حالش خوب شده بود. بیچاره پدر که هیچ تقصیری نداشت..مادر دوباره مرا در رختخواب خواباند و گفت: تو هنوز خوب نشدی.نباید از جات می اومدی […]

کسی پشت سرم آب نریخت نیلوفر لاری داستانهای نازخاتون رمان آنلاین رمان مذهبی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین کسی پشت سرم آب نریخت قسمت ۹۱تا ۱۲۰

رمان:کسی پشت سرم آب نریخت نویسنده:نیلوفر لاری قسمت۹۱ ” ماني سلام چطوري؟” ” خوبم مادر بابا و مهبد حالشان چطور است؟” ” خوبند ! چكار كردي؟” نگاهي به فريبرز انداختم و گفتم:” هيچي !” باز دلم خنجر خورد . به مادر گفتم:” خوب چه كار كنم مادر! او دلش پاك تر از اين حرفهاست! من […]

کسی پشت سرم آب نریخت نیلوفر لاری داستانهای نازخاتون رمان آنلاین رمان مذهبی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین کسی پشت سرم آب نریخت قسمت ۱۲۱تا آخر

رمان:کسی پشت سرم آب نریخت نویسنده:نیلوفر لاری قسمت۱۲۱ فصل امتحانات شروع شده بود و من با وجود تمام گرفتاریهای فکری و روحی با اصرار فریبرز با جدیت درس می خواندم فریبرز در تمام لحظه های سخت امتحانات کنارم بود و با حرفهایش راهنمایی ام می کرد اخرین امتحان را که دادم با خیالی راحت همراه […]

سوگند آرام رضایی داستانهای نازخاتون رمان آنلاین
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین سوگند قسمت ۱تا۲۰

رمان آنلاین سوگند قسمت ۱تا۲ رمان :سوگند نویسنده:آرام رضایی داستانهای نازخاتون, سلام اسم من سوگنده. سوگند اریا. دانشجوی سال سوم مهندسی کامپیوتر دختر دوم یک خانواده شش نفره یک خواهر بزرگتر از خودم دارم که ازدواج کرده و دو تا برادر کوچیکتر که یکی دوره ی ابتدایی و یکی دبیرستان. پدرم کارمند البنه نه به […]

سوگند آرام رضایی داستانهای نازخاتون رمان آنلاین
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین سوگند قسمت ۴۱تا ۶۰

رمان آنلاین سوگند قسمت ۴۱تا۶۰ رمان:سوگند نویسنده:آرام رضایی قسمت۴۱ سرمو گذاشته بودم رو پاهام و با دستام سرمو گرفته بودم. داشت از درد میترکید. یه دفعه دیدم مهران زنگ زده. گوشی رو برداشتم و گفتم: “الو، سلام.” با صدای سردی گفت: “علیک سلام. حالت خوبه؟ سرت به جایی خورده. هیچ معلوم هست که چی داری […]