سوگند آرام رضایی داستانهای نازخاتون رمان آنلاین
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین سوگند قسمت ۶۱تا۸۰

رمان آنلاین سوگند قسمت ۶۱ تا ۸۰ رمان:سوگند نویسنده:آرام رضایی قسمت۶۱ بعد با یه لبخند شیطنت آمیز گفت: “قابل توجه اون دانشجوهایی که سر کلاس دائم چرت میزنن” بعد یه نگاه گذری به جمع ما چهار نفر کرد و به آقای اکبری همونی که آزمایشگاهو بلد بود گفت: “لطفاً نشونمون بدید.” بخاطر حرف استاد کلی […]

سوگند آرام رضایی داستانهای نازخاتون رمان آنلاین
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین سوگند قسمت ۸۱تا ۱۰۰

رمان آنلاین سوگند قسمت ۸۱تا ۱۰۰ رمان:سوگند نویسنده:آرام رضایی قسمت۸۱ معمولا استاد کارگاهمون آقای اسدی بود اما ظاهراً اون روز مشکلی براش پیش اومده بود و از استاد معینی خواسته بود به جاش بیاد سر کلاس. بچه‌ها وقتی استادو دیدن همه دمق شدن. با اینکه استادو همه دوست داشتن اما دلشون نمیخواست که مسئول کارگاه […]

سوگند آرام رضایی داستانهای نازخاتون رمان آنلاین
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین سوگند قسمت ۱۰۱تا ۱۲۰

رمان آنلاین سوگند قسمت ۱۰۱ تا ۱۲۰ رمان:سوگند نویسنده:آرام رضایی قسمت۱۰۱ وای خدا تو آینه چی میبینم. صورت خاکی و کثیف. مقنعه‌ی کثیف. لباس کثیف. آخه اینا کی اینجوری شده بودن. تازه اون موقع یادم اومد که دستامو هنوز نشستم و اون دستای کثیفو به کل هیکلم مالیدم. این مانی شهبازی خیر ندیده هم گذاشت […]

میم سادات هاشمی داستانهای نازخاتون داستان مذهبی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۱۱تا ۲۰ 

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۱۱تا ۲۰  رمان:مدافع عشق  نویسنده میم سادات هاشمی #مدافع_عشق #قسمت۱۱ خیره به آینه قدی اتاقم لبخندی ازرضایت مےزنم.روسری سورمه ای رنگم رالبنانـےمےبندم وچادرم راروی سرم مرتب میڪنم!صدای اِف اِف واین قلب من است ڪه مےایستد!سمت پنجره میدوم،خم میشوم وتوی ڪوچه رانگاه میڪنم.زهراخانوم جعبه شیرینی رادست حاج حسین میدهد.دختری قدبلند ڪنارشان […]

میم سادات هاشمی داستانهای نازخاتون داستان مذهبی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۲۱تا ۳۰ 

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۲۱تا ۳۰  رمان:مدافع عشق  نویسنده میم سادات هاشمی   #مدافع_عشق #قسمت۲۱ فرد قد بلند برمیگردد و شوکه نگاهم میکند!سجاد!!! نفس هردویمان بند مےآید.من باوضعیتےڪه داشتم و او که نگاهش بمن افتاده بود و تو که درحیاط لبه حوض نشسته ای و نگاهمان میکنی!! سجاد عقب عقب میرود و درحالیکه زبانش […]

میم سادات هاشمی داستانهای نازخاتون داستان مذهبی
داستان های نازخاتون

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۳۱تا آخر 

رمان آنلاین مدافع عشق قسمت ۳۱تا آخر  رمان:مدافع عشق  نویسنده میم سادات هاشمی #مدافع_عشق #قسمت۳۱ مرد سجده آخرش را که میرود.تو دیوانه وار بلند میشوی و سمتش میروی.من هم بدنبالت بلند میشوم. دستت رادراز میکنی و روی شانه اش میزنی.. _ ببخشید!… برمیگردد و بانگاهش میپرسد بله؟ همانطور که کودک وار اشک میریزی میگویی _ […]

داستان های نازخاتون

رمان آنلاین قبله ی من قسمت ۱تا ۲۰

رمان آنلاین قبله ی  من قسمت ۱تا ۲۰  رمان :قبله ی من  نویسنده:میم سادات هاشمی    #قبله_ی_من #قسمت۱ قسمت۱ روبه روی آینه می ایستم و موهایم را بالای سرم با یک گیره کوچیک جمع میکنم.با سر انگشت روی ابروهایم دست میکشم. چقدر کم پشت! لبخند تلخی میزنم و دسته ای از موهایم را روی صورتم […]

داستان های نازخاتون

رمان آنلاین قبله ی  من قسمت ۲۱تا۴۰ 

رمان آنلاین قبله ی  من قسمت ۲۱تا۴۰  رمان :قبله ی من  نویسنده:میم سادات هاشمی  #قبله_ی_من #قسمت۲۱ کوله پشتیم روبرمیدارم و به سمت دستشویی می دوم. درش رو باز می کنم و درعرض چند ثانیه مشتم را پر از آب میکنم و صورتم رو می شورم. لبه های مقنعه ام خیس میشن. اما چه اهمیتی داره؟! […]

داستان های نازخاتون

رمان آنلاین قبله ی  من قسمت ۴۱تا۶۰ 

رمان آنلاین قبله ی  من قسمت ۴۱تا۶۰  رمان :قبله ی من  نویسنده:میم سادات هاشمی  #قبله_ی_من #قسمت۴۱ فنجان قهوه را روی میز میگذارم و از پنجره ی سرتاسری کافه به خیابان خیره می شوم. زمین را برف پوشانده، مثل اینکه خیال ندارد کم کم جایش را بابهار عوض کند! نیمه اسفندماه و پیش به سوی سالی […]

داستان های نازخاتون

رمان آنلاین قبله ی  من قسمت ۶۱تا۸۰ 

رمان آنلاین قبله ی  من قسمت ۶۱تا۸۰  رمان :قبله ی من  نویسنده:میم سادات هاشمی  #قبله_ی_من #قسمت۶۱ من آرادم. آراد گودرزی! چی چیه؟! آرده؟! دردلم میخندم! حالا برنج یا گندم؟! لبخندم را بایک سرفه جمع می کنم -آقای گودرزی! خوش بختم! دستش را به طرفم دراز می کند: شماهم ایران منش! -بله! به دستش خیره میشوم. […]